واژه جو

سپرداری کردن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

سپرداری کردن . [ س ِپ َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) حمایت کردن . (ناظم الاطباء).

معنی سپرداری کردن | واژه جو