سپرنگ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سپرنگ . [ س ِ رَ ] (اِخ ) مخفف اسپرنگ است : میرفت و همی آمد بر من بگه صبح چون پیک سبک از سپرنگی بسمرقند. سوزنی (از آنندراج ). رجوع به اسپرنگ شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سپرنگ . [ س ِ رَ ] (اِخ ) مخفف اسپرنگ است : میرفت و همی آمد بر من بگه صبح چون پیک سبک از سپرنگی بسمرقند. سوزنی (از آنندراج ). رجوع به اسپرنگ شود.