سپس رو
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(س پَ. رَ) (ص فا.) تابع، پیرو.<br>
فرهنگ فارسی معین
(س پَ. رَ) (ص فا.) تابع، پیرو.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سپس رو. [ س ِ پ َ رَ / رُو ] (نف مرکب ) پیرو و پس رو. (ناظم الاطباء). ذانب . دابر. (منتهی الارب ). سفسیر.(صراح اللغة). ◄ مرید. (ناظم الاطباء).