سپوزکار/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(گار) (ص فا.) کسی که در کارها تأخیر کند.مترادفها و واژههای مرتبطبیقید، پشتگوشانداز، تنبل، مماطلهکار ≠ متعهد، مسئول، وظیفهدان، وظیفهشناس، زرنگواژه قبلی: سپوزواژه بعدی: سپوزیدن