واژه جو

سپکاد

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

سپکاد. [ س ِ ] (اِ) ظاهراً مصحف «چکاد». سبکاد. (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). بمعنی چکاد است که میان سر و بالای پیشانی و سر کوه و قله ٔ کوه باشد. (برهان ). میان سر و قله ٔکوه، و بعضی بفتح سین و بای تازی گفته اند. (رشیدی ).

معنی سپکاد | واژه جو