واژه جو

سپی تامن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

سپی تامن .[ سْپی / س ِ م ِ ] (اِخ ) سردار ایرانی که دختر او را سلکوس سردار اسکندر بزنی گرفت . سلسله ٔ سلوکی از این خانواده میباشند. رجوع به ایران باستان ص ١٦٩٣، ١٦٩٦، ١٦٩٧، ١٦٩٨، ١٧٠٣، ١٧٠٦، ١٧١٠، ١٧١١، ١٧١٨، ١٧٢٤، ١٧٢٥، ١٨٨٣، ٢٠٥٤ شود.

معنی سپی تامن | واژه جو