واژه جو

سپیدتاک

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

سپیدتاک . [ س َ / س ِ ] (اِ مرکب ) بوته ای است که آن را بعربی کرمة البیضا خوانند و میوه ٔ آن سرخ میباشد و بخوشه ٔ انگور میماند و بدان پوست را دباغت کنند و آن را خسرودارو گویند. (برهان ) (رشیدی ). رجوع به سبیدتاک شود.

معنی سپیدتاک | واژه جو