واژه جو

سپیددیو

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

سپیددیو. [ س َ / س ِ ] (اِخ ) دیو سپید. (آنندراج ). دیوی که رستم بمازندران او را کشت : و کشتن سپیددیو و شاه مازندران را. و او را بازآورد. (مجمل التواریخ و القصص ص ٤٥). رجوع به دیو سپید شود.

معنی سپیددیو | واژه جو