سکندر/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(س کَ دَ) (اِ.) لغزیدن، به سر درآمدن.واژه قبلی: سکنجیدنواژه بعدی: سکندری