سگوند
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سگوند. [ س َگ ْ وَ ] (اِخ ) دهی از دهستان بن معلا بخش شوش شهرستان دزفول در دشت واقع شده و ١٥٠٠ تن سکنه دارد. آب آن از رودخانه ٔ کرخه و محصول آن غلات، برنج، کنجد و شغل اهالی زراعت است . ساکنین آن از طایفه ٔ عشایر لر هستند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٦).
سگوند. [ س َگ ْ وَ ] (اِخ ) نام یکی از طوایف ایل پشتکوه از ایلات کرد ایران است که شامل شعب ذیل میباشد سگوند حاجی علیخانی . سگوند رحیم خانی . پاپی . جودکی . (جغرافیای سیاسی کیهان ص ٦٨).
سگوند. [ س َگ ْ وَ ](اِخ ) نام یکی از دهستانهای بخش زاغه شهرستان خرم آباد، این دهستان در جنوب بخش واقع و محدود است از خاور به بخش دورود، از باختر به دهستان ده پیر بخش حومه، از شمال بکوه بلومان، از جنوب به بخش پاپی . موقعیت طبیعی کوهستانی و جلگه و هوای قسمتی از دهستان معتدل و قسمت دیگر که در دامنه ٔ کوه ها واقع گردیده سردسیرمیباشد آب از سرابهای وفائی، طویله، شاه وزکه و باقله که تشکیل رود آبستان را میدهد. مرتفعترین قلل جبال در این دهستان کوه های شاه ماران میان روکان - کمرسیاه بلومان و کنگرزه است . مراتع مرغوبی در سینه و دامنه ٔ دهستان وجود دارد. این ده از ٣٥ آبادی تشکیل گردیده، جمعیت آن در حدود ٦٦٠٠ تن است . قراء مهم آن عبارتند از کریم آباد، باده، کیان پائین و ساکنین از طایفه ٔ سگوند میباشند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٦).