سیاحت کردن
/vâže/
مترادف و متضاد واژهدان
جهانگردی کردن، گردشگری کردن، آفاقپوییدن، آفاقپویی کردن سیروسفر کردن نگاه کردن، دیدن گردش کردن
/vâže/
مترادف و متضاد واژهدان
جهانگردی کردن، گردشگری کردن، آفاقپوییدن، آفاقپویی کردن سیروسفر کردن نگاه کردن، دیدن گردش کردن