سیاستگاه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سیاستگاه . [ سیا س َ ] (اِ مرکب ) قتلگاه و جایی که در آن اجرای سیاست و عقوبت میکنند. (ناظم الاطباء) : در سیاستگاه قهرش بر قضای کائنات لطف را دایم جنازه بر سر سه دختر است . بدر چاچی (از آنندراج ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سیاستگاه . [ سیا س َ ] (اِ مرکب ) قتلگاه و جایی که در آن اجرای سیاست و عقوبت میکنند. (ناظم الاطباء) : در سیاستگاه قهرش بر قضای کائنات لطف را دایم جنازه بر سر سه دختر است . بدر چاچی (از آنندراج ).