سیان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سیان . [ س َ ] (اِ) گیاهی است که بر درخت پیچد و به عربی عشقه گویند. (برهان ) (اوبهی ) (آنندراج ). و بپارسی پیچه و تحفه گفتند که آنرا پرسیان نیزگویند. (از فرهنگ رشیدی ) (از آنندراج ) : آنکه سرش از فضل خداوند بتابد فردا بکند آتش و اغلال سیانیش . ناصرخسرو. از این پسش توببینی دوان دوان در دشت بکفش و موزه درافکنده صدهزار سیان . عمعق .