سیاه تلو
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سیاه تلو. [ ت َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان استرآباد بخش مرکزی شهرستان گرگان . دارای ٤٥٠ تن سکنه . آب آن از رودخانه ٔ جورولی و قنات . محصول آنجا برنج، غلات، توتون و سیگار است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٣).
سیاه تلو. [ ت َ ] (اِ مرکب ) درختچه ای است خاردار که نام علمی آن «پالیوروس - اسپینا کریستی » میباشد. این درختچه در سراسر جنگلهای شمال در جلگه و میان بند تا ارتفاع ١٠٠٠ متر از سطح دریا یافت میشود. در ارسباران و بجنورد نیز میروید. آنرا در نور و گرگان سیاه تلو و سیاه تلی مینامند. (جنگل شناسی ج ٢ صص ٢٥٨ - ٢٥٩).