سیاه خانه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سیاه خانه . [ ن َ / ن ِ ] (اِ مرکب ) کنایه از بندیخانه . (از فرهنگ رشیدی ) (انجمن آرای ناصری ) (شرفنامه ). خانه ٔ تاریک . خانه ای تاریک که زندانیان را در آن بند نهند : گیتی سیاه خانه شد از ظلمت وجود گردون کبودجامه شد از ماتم وفا. خاقانی . ◄ کنایه از خانه ٔ بی میمنت . (انجمن آرای ناصری ) (فرهنگ رشیدی ). خانه ٔ نامبارک . (شرفنامه ). ◄ خیمه ٔ صحرانشینان . (فرهنگ رشیدی ) (آنندراج ) (انجمن آرا) : سیاه خانه و عیدان سرخ بر دل من حریف رضوان بود و حدائق اعناب . خاقانی . وقتی ناقه ای گم کردم و به جستجوی آن بر ناقه ٔ دیگر سوار شده و روان گشتم شب به سیاه خانه ای رسیدم . (از شاهد صادق ).