سیاه رو
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سیاه رو. (ص مرکب ) بی آبرو. رسوا.بی عزت . (ناظم الاطباء). روسیاه . شرمنده : با اینکه از او سیاه رویم هم هندوک سیاه اویم . نظامی . رجوع به سیاه روی شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سیاه رو. (ص مرکب ) بی آبرو. رسوا.بی عزت . (ناظم الاطباء). روسیاه . شرمنده : با اینکه از او سیاه رویم هم هندوک سیاه اویم . نظامی . رجوع به سیاه روی شود.