سیاه سنگ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سیاه سنگ . [ سیا س َ ] (اِخ ) نام موضعی است در جرجان و چشمه ای است در آن موضع که بهمن نام دارد و اگر جمعی از آن چشمه آب بردارند و یک شخص از ایشان پای بر کرمی که در همان جا میباشد بگذاردآب همه آن مردم تلخ میشود. (برهان ) (از آنندراج ).
سیاه سنگ . [ سیاس َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان مرکزی بخش فریمان شهرستان مشهد. دارای ١٤١ تن سکنه . آب آن از چشمه . محصول آنجا چغندر است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٩).
سیاه سنگ . [ سیا س َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان زاوه ٔ بخش حومه ٔ شهرستان تربت حیدریه . دارای ٣٤٥ تن سکنه . آب آن از قنات . محصول آنجا غلات و شغل اهالی زراعت و کرباس بافی است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٩).