سیاه قلم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سیاه قلم . [ ق َ ل َ ] (اِ مرکب ) نوعی از تصویر که بسیاهی کشند و هیچ رنگ آمیزی نداشته باشد و آن اکثر خاصه ٔ فرنگ است . (غیاث اللغات ) (آنندراج ) : گشتیم قطعه قطعه گلستان هند را چون گلشن سیاه قلم رنگ و بو نداشت . اشرف (از آنندراج ). ◄ معشوق ملیح . (غیاث ). معشوق سبزفام . (آنندراج ). رجوع به سیه قلم شود.