سیخکی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سیخکی . [ خ َ ] (ص نسبی ) بمانند سیخ . همچون سیخ راست . ◄ (اِ مرکب ) آهنی نوک تیز که خر و گاو را بدان سک زنند تیز رفتن را. (یادداشت بخط مؤلف ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سیخکی . [ خ َ ] (ص نسبی ) بمانند سیخ . همچون سیخ راست . ◄ (اِ مرکب ) آهنی نوک تیز که خر و گاو را بدان سک زنند تیز رفتن را. (یادداشت بخط مؤلف ).