سیر و پر خوردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سیر و پر خوردن . [ رُ پ ُ خوَرْ / خُرْ دَ ] (مص مرکب ) فراوان خوردن . بسیار خوردن : گرچند روزی سیر و پر میخوردمی انجیر را از قوت بازوی خود بگسستمی زنجیر را. میرزا اشتها (یادداشت بخط مؤلف ). من که خوردم سیر و پر مرگی بیفتد توی لر قجر بمیرد گر و گر. (یادداشت بخط مؤلف ). رجوع به سیر شود.