سیراب/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(ص مر.) پُر آب، سیر شده از آب، طراوت و آبداری.مترادفها و واژههای مرتبطاشباع، سرشار، سیر ≠ تشنه، عطشان، عطشزدهواژه قبلی: سیرواژه بعدی: سیرابی