واژه‌جو

سیفی خراسانی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

سیفی خراسانی . [ س َ فی ِ خ ُ ] (اِخ ) از جمله ٔ امرای ظریف گوی خراسان است . او راست : تا ز گل سر خط ریحان تو بیرون آورد جانم از تن غم هجران تو بیرون آورد در ازل جان و دل گم شده ٔ سیفی را بحدیث لب خندان تو بیرون آورد. (از مجالس النفایس صص ٤٠٣ - ٤٠٤).

معنی سیفی خراسانی | واژه‌جو