سیفی نیشابوری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سیفی نیشابوری . [ س َ فی ِ ن َ ] (اِخ ) عوفی در لباب الالباب او را یاد کرده و نویسد: تألیفی ساخته است بصد عشق نامه که عاشق به معشوق نویسد در معانی و احوال که میان عاشق و معشوق افتد در غایت لطف آمده است و مقبول فضلا و پسندیده ٔ اماثل است . از اوست : ای کرده بی گناهی از دوستان کناره از تست جور بر من وز دوستان نظاره . ایضاً: خبرت هست که تا دور فتادی ز برم دل ز من دور فتاده ست و بجان در خطرم . ایضاً: طاقت هجر تو نمیدارم روز و شب خون ز دیده می بارم . (از لباب الالباب ج ٢ صص ١٥٩ - ١٦٠). رجوع به آتشکده ٔ آذر، مجمع الفصحاء و هفت اقلیم احمد رازی شود.