سیل خیز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سیل خیز. [ س َ / س ِ ] (نف مرکب، اِ مرکب ) جایی که سیل ازآن حرکت کند. (از فرهنگ فارسی معین ). جایی که سیل از آن خیزد. آنجا که سیل از آن روان شود : تا بدامن ننشیند ز نسیمش گردی سیل خیز از نظرم رهگذری نیست که نیست . حافظ. ز سیل خیز فنا ایمن است قصر بقات چنانکه حصن فلکها ز صدمت پلکن . شمس فخری (از آنندراج ).