سیل عرم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سیل عرم . [ س َ / س ِ ل ِ ع َ رِ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب ) آب بسیار جاری که سد رود را شکسته باشد، چه عرم به معنی رودخانه و سدی که پیش رودخانه گرفته باشند بهندی منیده گویند. ازمنتخب و ظاهر است که این قسم آب جاری که منیده را شکسته روان شده باشد بغایت تند، تیز و پرهیبت باشد. (غیاث اللغات ) (آنندراج ): فَاءَعرضوا، فَاءَرسلنا علیهم سیل العرم و بدلناهم بجَنّتیهم جَنّتین ذَوَاتی اءُکل خمط و اءَثل و شی ٔ من سدر قلیل . (قرآن ١٦/٣٤). جایی که تیغ قهر برآرد مهابتت ویران کند به سیل عرم جنت سبا. سعدی . رجوع به تفسیر ابوالفتوح رازی چ ٢ ج ٨ صص ٢١٧ - ٢١٨ و عرم در همین لغت نامه شود.