سیم حلال
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سیم حلال . [ م ِ ح َ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب ) سیم خالص . (آنندراج ) : بتن بگونه ٔ سیمند پشت و بال سفید در آن نشانده تنک پاره های سیم حلال . فرخی . باد بر باغ همی عرضه کند زر عیار ابر بر کوه همی توده کند سیم حلال . فرخی . رجوع به سیم شود.