سیماب در گوش ریختن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سیماب در گوش ریختن . [ دَ ت َ ] (مص مرکب ) کنایه از ناشنوا و کر کردن . (از انجمن آرا) : همه گیتی است بانگ هاون اما نشنود خواجه که سیماب ضلالت ریخت در گوش اهل خذلانش . خاقانی (از آنندراج ). صهیل تازیان آسمان جوش زمین را ریخته سیماب در گوش . نظامی (از انجمن آرا).