سیما/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(اِ) ۱- چهره، قیافه. ۲- علامت، هیئت.مترادفها و واژههای مرتبطچهر، چهره، رخ، رخسار، رو، روی، صورت، عارض، عذار، قیافهعلامت، نشان، هیئتواژه قبلی: سیم کشیدنواژه بعدی: سیماب