واژه‌جو

سیمین سیما

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

سیمین سیما. (ص مرکب ) آنکه سیمایی مانند سیم دارد. نقره گون سیما. سپیدچهره : بر مشک زنم بوسه و بر سیم نهم روی ای مشکین زلفین من ای سیمین سیما. مسعودسعد.

معنی سیمین سیما | واژه‌جو