سینا
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سینا. (نف ) سوراخ کننده . (برهان ). مصحف سنبا. (صفت مشبهه از سنبیدن ) و «هویه سنبا» به معنی کتف سوراخ کن، ذوالاکتاف، لقب شاپور دوم است و پارسیان او را شاپور هویه سنبا خواندندی . (مجمل التواریخ و القصص ص ٣٤) (از حاشیه ٔ برهان چ معین ). ◄ (اِ) به لغت زند و پازندبه معنی سینه باشد که عربان صدر خوانند. (برهان ).
سینا. (اِخ ) نام کوه طور است . (برهان ). سیناء : پیغمبر میر است یوز او را بر مرکب میر است طور سینا. ناصرخسرو. موسیم که انی انااﷲ یافتم نور پاک و طور سینا دیده ام . خاقانی . موسی جان سینه را سینا کند طوطیان کور را بینا کند. مولوی . رجوع به طور سینا شود.
سینا. (اِخ ) نام پدر شیخ ابوعلی و بعضی گفته اند نام جدشیخ ابوعلی است و بعضی گویند لقب شیخ ابوعلی است . (برهان ). نام جد بوعلی . (غیاث اللغات ) (فرهنگ رشیدی ).نام جد چهارم ابوعلی است . (حاشیه ٔ برهان چ معین ).