سیه سر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سیه سر. [ ی َه ْ س َ ] (اِ مرکب ) کنایه از آدمی زاد باشد. (برهان ). آدمی . (فرهنگ رشیدی ) : سیه سر را قضا بر سر نبشته ست گنهکاریش در گوهر سرشته ست . (ویس و رامین ). ◄ قلم نویسندگی . (برهان ) (آنندراج ). رجوع به سیاه سر و سیاسر شود.