سی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سی . (عدد، ص، اِ)پازند «سی » از پهلوی «سیه »، پارسی باستان «ثریثة»، اوستا «ثریست »، سانسکریت «تریچت « » هوبشمان ص ٧٦٠»، کردی عاریتی و دخیل «سی »، افغانی «درش »، گیلکی و تهرانی «سی » سه بار ده، ده بعلاوه ٔ بیست . (از حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). عددی است معلوم . (برهان ). عددی است معروف که سه ده باشد. (آنندراج ) : پس این داستان کش بگفت از خیال ابر سیصد و سی و سه بود سال . ابوشکور. ز مصری و چینی و از پارسی همی رفت با او شتر وارسی . فردوسی .
سی . [ سی ی ] (ع ص، اِ) مثل . مانند. ◄ جای هموار و برابر. (منتهی الارب ).
سی . [ س َ ] (اِ) سنگ را گویند و به عربی حجر خوانند. (آنندراج ) (برهان ) (جهانگیری ).