شا
/vâže/
لغتنامه دهخدا؛ نسخه SQL
شا. (ترکی، اِ) چای یعنی رودخانه . (ناظم الاطباء).
شا. (اِ) شاه . (ناظم الاطباء). مخفف شاه است . رجوع به شاه و پادشاه شود.
شا. (اِ) جای . جا. این معنی از زبان عبری است . (شعوری ). ◄ نام نوعی از درختان میوه دار است . و این معنی اززبان عبری است . (شعوری ): «اصل » (موسی ) بعبرانی موشااست . مو بمعنی آب است و شا بمعنی درخت . چه موسی را کنار آب و درخت یافتند. (المعرب جوالیقی ص ٣٠٢) .