شاباطی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شاباطی . (اِ) جاباتی . چاپاتی . شاباتی . گرده . رغیف . نان فطیر. رجوع به چاپاتی شود : گفت ای خواجه بدین بازار بیرون شوید. شاباطی های نیکو می پزند، یکی شاباطی همچون روی خود بیار. (اسرار التوحید).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شاباطی . (اِ) جاباتی . چاپاتی . شاباتی . گرده . رغیف . نان فطیر. رجوع به چاپاتی شود : گفت ای خواجه بدین بازار بیرون شوید. شاباطی های نیکو می پزند، یکی شاباطی همچون روی خود بیار. (اسرار التوحید).