شابة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شابة. [ شاب ْ ب َ ] (ع ص ) زن جوان . ج، شواب و شوائب . (مهذب الاسماء). زن جوان . ج، شواب . (منتهی الارب ). ج، شابات، شواب، شبائب . (اقرب الموارد). زن جوان از سیزده تا سی سالگی . (فرائد الدریه ). (اقرب الموارد از جامع الرموز) و در مورد آتش افروخته شابة را نمیتوان نسبت آورد و صحیح مشبوبه است . (اقرب الموارد).
شابة. [ ب َ ] (اِخ ) کوهی است در نجد و بعضی گفته اند در حجاز در دیار غطفان بین سلیله و ربذه و برخی گفته اند در مقابل شعیبه است . (معجم البلدان ) : ترکت ابن هبار لدی الباب مسنداً و اصبح دونی شابة فأرومها بسیف امری لااخبر الناس ما اسمه و ان حقرت نفسی الی همومها. قتال الکلابی (ازمعجم البلدان ). قوارض هضب شابة عن یسار و عن ایمانها بالمحو قور. کثیر (از معجم البلدان ).