شاجب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شاجب . [ ج ِ ] (ع ص ) اندوهگین . ◄ هلاک شونده . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) : در بقای او عوض از هر شاجب و خلف از هر غازب و عازب است . (ترجمه ٔ تاریخ یمینی چ سنگی ص ٤٦٠). ◄ مرد زیاد فسوس کننده و پرگوی . (منتهی الارب ) (ازاقرب الموارد). ◄ کلاغ سخت آواز. (مهذب الاسماء). زاغ سخت بانگ . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).
شاجب . [ ج ِ ] (اِخ ) وادیی است به عرمة، و شاحب نیز روایت شده است . (معجم البلدان ).