شاخ برآمدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شاخ برآمدن . [ ب َ م َ دَ ] (مص مرکب ) پشیمانی . مجازاً بسیار پشیمان شدن . (فرهنگ نظام ). کنایه از غایت پشیمان شدن . (آنندراج ) : غزال اگر بتو میداشت لاف یکسانی برآمده ست کنون شاخش از پشیمانی . سعید اشرف (از آنندراج و فرهنگ نظام ).