شاخ زعفران
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شاخ زعفران . [ خ ِ زَ ف َ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب ) در عرف هند بر چیز غریب و نادر اطلاق کنند. (آنندراج ). هر چیز غریب و نادر. (ناظم الاطباء) : به پیش جلوه ٔ او نیست سرخ رو نوروز بملک هند بود شاخ زعفران هولی . سراج المحققین (از آنندراج ). ◄ کسی که قدرشرافت خود را بسیار بداند. (ناظم الاطباء).