شاخ غزال
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شاخ غزال . [ خ ِ غ َ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از کمان تیراندازی . (برهان قاطع). ◄ کنایه از هلال . (آنندراج ) : در حدود باختر آهوی دشت خاوران چون فرو شد، در هوا شاخ غزال آمد پدید. خواجه جمال الدین سلمان (از آنندراج ).