شاخ ور
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شاخ ور. [ وَ ] (ص مرکب ) باسرو. شاخدار. ◄ پرشاخه .
شاخور. (اِخ ) دیهی از دیه های جزیره ٔ بحرین واقع در دوفرسخی میانه ٔ جنوب و مغرب منامه . (فارس نامه ٔ ناصری، ذیل بحرین ).
شاخور. (اِ) شاخوره . تنور و کوره . (ناظم الاطباء). توشترخشت . ج، شواخیر. (مهذب الاسماء). داش خشت . رجوع به شاخوره شود.