شاد/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین[ په. ] (ص.) خوش، خشنود.[ ع. ] (اِفا.) نادر، کمیاب.مترادفها و واژههای مرتبطبانشاط، بشاش، خرم، خشنود، خندان، خوش، خوشحال، خوشدل، خوشوقت، زندهدل، سردماغ، شادمان، شنگول، فارغ، مبتهج، محظوظ، مسرور، مشعوف ≠ اندوهگین، مغمومواژه قبلی: شاخچه بستنواژه بعدی: شاد و شنگول