شاطبی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شاطبی . [طِ ] (اِخ ) ابوعامربن ینق . وی از جمله شاگردان ابوالعلأبن زهر در طب بود. (از عیون الانباء ج ٢ ص ٦٥).
شاطبی . [ طِ ] (اِخ ) عبدالعزیزبن عبداﷲ سعدی، مکنی به ابومحمد ازمشاهیر علماء و محدثین عامه که برای تحصیل علم از مولد خود شاطبه به شام و عراق رفت و از علمای آن نواحی استماع حدیث کرد و در سال ٤٦٥ هَ . ق . در ناحیه ٔ حوران از مضافات دمشق درگذشت . وی کتاب غریب الحدیث ابوعبید قاسم بن سلام را بترتیب حروف هجا مرتب کرد. (ریحانة الادب ). و رجوع به معجم البلدان ذیل شاطبه شود.
شاطبی . [ طِ ] (اِخ ) ابراهیم بن موسی بن محمد اللخمی الشاطبی ثم الغرناطی مکنی به ابواسحاق، اصولی ومفسر و فقیه و محدث و لغوی بود. از ائمه ٔ مالکیان بشمار است . از کتاب های او «الموافقات فی اصول الفقه » و «المجالس » در شرح کتاب البیوع از صحیح بخاری، و «الافادات و الانشادات » در ادب، و «الاتفاق فی علم الاشتقاق » و «اصول النحو» را میتوان نام برد. در سال ٧٩٠ هَ. ق . درگذشت . رجوع به اعلام زرکلی ج ١ ص ٢٥ و ج ٢ ص ٤٠٣ و معجم المطبوعات شود. در ریحانة الادب از جمله تألیفات او کتب زیر یاد شده است : الاعتصام در توحید، شرح الخلاصة در نحو، عنوان التعریف باسرار التکلیف دراصول فقه که همان الموافقات معروف است و المجالس .