شالپوشی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شالپوشی . (حامص مرکب ) عمل شال پوش . ◄ درپیچیدن به شال . پوشیدن بشال . ◄ (اِ مرکب ) پارچه ٔ کلفتی که در زیر سلاح اسب میگذارند. (ناظم الاطباء). این جای دیگر دیده نشد و غرابت دارد و محتمل است که مربوط به ترکیب شالپوش باشد. ◄ (حامص مرکب ) مطلق لباس فقرا اختیار کردن . (آنندراج ). جامه ٔ مردم فقیر پوشیدن . (از ناظم الاطباء). گلیم پوشی . جامه ٔ سطبر و درشت پوشیدن : رقص صوفی فیض گردون را ز خود بس کردنست شالپوشی دشمنی با چرخ اطلس کردن است . اشرف (از آنندراج ). زهی شالپوشی که چون در لباس سخن کرد اطلس برآمد پلاس . ظهوری (از آنندراج ).