شالی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شالی . (اِ) شالی زار را گویند که برنج زار باشد. (برهان قاطع) (آنندراج ). ◄ در مازندران زراعت برنج را شالی گویند. (فرهنگ نظام ). ◄ دانه ٔ برنج که در پوست باشد و نام دیگرش شلتوک است . (فرهنگ نظام ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). برنج از پوست بیرون نیامده و آن را شلتوک گفته اند. (انجمن آرا). در سانسکریت شالی بمعنی برنج و غلات مشابه آن است . (حاشیه ٔ برهان چ معین ) : شالی سرتیز ندانم که چیست کاب گذشتش ز سر آنگاه زیست . امیرخسرو.
شالی . (ص نسبی ) منسوب به شال و آن قریه ای است از قرای بلخ . (انساب سمعانی ).