شامل بودن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
دربر داشتن، دارا بودن، حاوی بودن، متضمن بودن، پوشش دادن، پوشاندن درخود جا دادن ایجاب کردن دارای عضوی (ویژگی، صفتی، …) بودن ناظر بهچیزی بودن، تعمیم یافتن، تعمیم دادن (کردن) شامل شدن، دربر گرفتن، مصداق داشتن، لحاظ کردن