شاملو
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شاملو. (اِخ ) مرتضی قلیخان شاملو، متخلص به مرتضی، در اوایل سلطنت شاه صفی ایشیک آقاسی بود سپس عزل گردید و در زمان تألیف تذکره ٔ نصرآبادی به وزارت اردبیل گماشته شد. دیوان مخطوط او ذیل شماره ٔ ٤٥٨٦ کتابخانه ٔ ملی ملک موجود است . (از الذریعة ج ٩ ص ١٠٢٧).
شاملو. (اِخ ) مرتضی قلیخان سلطان شاملو، فرزند ارشد حسینخان شاملو است . نصرآبادی درباره ٔ او گوید: مردی در کمالات انسانی بی نظیر و در خط شکسته زبردست بود. از اشعار او ابیاتی نیز آورده است .
شاملو. (اِخ ) قیصر. از طایفه ٔ شاملو، معروف به هروی است زیرا مدتی در هرات از ملازمان حسین خان بود و معارض ملاشکوهی . از تاریخ زندگی او اطلاعی در دست نیست . (از الذریعة ج ٩ ص ٨٩٤).