شامیانه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شامیانه . [ ن َ / ن ِ ] (اِ) پوش که خیمه ٔ بزرگ سرپهن است . ◄ سقف پهن پارچه ای و این لفظدر تکلم امروز هند هست . (فرهنگ نظام ). ◄ سایبان و آفتاب گردان . چتر تابستانی و زمستانی . (ناظم الاطباء) (اشتینگاس ). ◄ سراپرده . (ناظم الاطباء) : و معاینه مشاهده کردم که گنجشکی بر سابیان سلطان آشیان کرد و بیضه نهاد چون وقت رحلت از آن منزل رسید سلطان فراشی را متعهد شامیانه گذاشت تا آن وقت که گنجشک بچه پرورد و بپراند سایه بان فرونیارد. (تذکره ٔ دولتشاهی در شرح حال عمعق بخاری ): به قدر سراپرده و کندلان چه از شامیانه چه از سایبان . نظام قاری (دیوان ص ١٨٨). شرح قماش مصری و جنس سکندری بر شامیانه های سکندر نوشته اند. نظام قاری (از فرهنگ نظام ).