شاه جوب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شاه جوب . (اِ مرکب ) جوی بزرگ . شاه جوی .
شاه جوب . (اِخ ) (چشمه ٔ...) در زیر گردنه ٔ گل زرد که در راه لار به تهران واقع است قرار دارد و در اواخر بهار این چشمه دیده شده است که تقریباً پنج سنگ آب دارد. (مرآت البلدان ج ٤ ص ٢٣٦).
شاه جوب . (اِخ ) دهی از دهستان ییلاق بخش حومه ٔ شهرستان سنندج . دارای ٢٥٥ تن سکنه . آب آن از چشمه . محصول آن غلات است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٥).