شاه زاول
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شاه زاول . [ هَِ وُ ] (اِخ ) شاه زابل .محمودبن سبکتکین غزنوی . (یادداشت مؤلف ). اشاره به سلطان محمود سبکتکین است . (برهان قاطع) : رسید شاه جهان سوی فخردین مهمان چو شاه زاول سوی غلام خویش ایاز. سوزنی . و رجوع به شاه زابل و محمود غزنوی شود.
شاه زاول . [ هَِ وُ ] (اِخ ) خطابی است رستم پهلوان داستانی را.