شاه نعمتالله ولی | غزلیات | غزل شماره ۱۰۰۲
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
جام گیتی نماست یعنی دل مظهر کبریاست یعنی دل دردمند است و درد مینوشد درد دردش دواست یعنی دل دل نظر گاه حضرت عشق است مثل او خود کجاست یعنی دل خلوت دل سرای سلطان است فارغ از دو سراست یعنی دل گنج و گنجینه طلسم نگر جامع انتهاست یعنی دل در ولایت ولی کامل اوست روز و شب با خداست یعنی دل نعمت الله به ذوق میگوید جان و جانان ماست یعنی دل